عزیز دلم
سلام عزیزم
چند روز پیش ار بس شیطونی کردی مامانی 3 روز پیش بعد از ظهردلش درد گرفت بعد زنگ زدم به بابا از سر کار اومد با و مامانی رفتیم دکتر تا ساعت 11 شب دکتر بودیم دو تا آمپول زدم و آزمایش و سو نو گرافی دکتر گفت چیزی نیست برگشتیم خونه و یکم بهتر شدم ولی باز نصف شب از درد زیاد بیدار شدم ساعت 3 صبح دوباره رفتیم بیمارستان همین که رفتیم رسیدیم به بیمارستان قبل از اینکه بریم جای دکتر خوب شد دردم بابا یی میگه حتما امام رضا شفا داده خلاصه برگشتیم خونه و خوابیدیم
فرداش هم مادر جون و دایی نصف وسایل پسرمو خریده بودن و آوردن گذاشتن خونه .
مامانی و عمه و سجاد کوچولو هم اومدن دیدن یه عالمه اسباب بازی برای پسرم خریده بودن
فرداش هم ساعت 11 از خواب بیدار شدم دیدم زنگ میزنن درو باز کردم دیدم مادر جون با اون دایی دیگه بقیه وسایلو خریدن و آوردن گذاشتن تو اتاقو رفتن
بعد از ظهر هم بابایی اومد رفتیم جواب آزمایشو گرفتیم بعد هم رفتیم پیش دکترم
گفت خدارو شکر مشکلی نیست و همه چی خوبه ایشاللا به سلامتی من2 هفته مونده به عید میتونم زایمان کنم یعنی حدود 6-7 هفته دیگه به دنیا میای عزیزم خیلی خوشحالم روز شماری میکنم
تا ببینمت عزیزم
خدا رو شکر میکنم بخاطر همه نعمت هایی که به من داده و از خدا میخوام که سلامت باشی و و سلامتی پا به این دنیا بذاری


عزیز دلم
